پس یکسال وبلاگ نویسی برای فرهنگ ایران با توجه به پرطرفدار بودن مطالب در بین شما عزیزان بر آن شدم تا کاری نو و با امکاناتی بیشتر انجام دهم . به همین دلیل وبسایت جابان jaban.ir را تاسیس کردم تا قدمی در راه فرهنگ و تاریخ ایران بردارم . هاست و دامین سایت تهیه شده و در حال طراحی صفحات و افزودن مطالب جدید همراه با مطالبی از کارشناسان تاریخی هستم و در آینده ای نه چندان دور در خدمت شما عزیزان خواهم بود .
با تشکر
+
| نوشته شده در: چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 توسط: دارا پارسه
|
باری با رفتن هریک از اینها کوهی از هنر ایران زیر خاک میرود . نیکو خردمند هم رفت . وحش شاد . بياييد قدر زنده هايمان بدانيم . قدر خسرو ها و نيكوها . مطئنا روزي ميرسد كه همين هايي كه امشب در سيما مي بينيم ، فردا فقط عكس مشكي انها را خواهيم ديد .
خداوندا كاري كن تا ما قدر هنرمندانمان را بدانيم .
+
| نوشته شده در: چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 توسط: دارا پارسه
|
پس از پایان دوازده ماه ، پنج روز اضافی را به نام های دیگری می آورند که اسامی بخش های پنج گانه گات ها ، کتاب دینی زرتشتیان است . پنج روز آخر سال را «پنجه» و یا ماه گاتابیو نیز می نامند و روزهای پنجه آخر سال عبارتند از :
واژه آبان در فرهنگ ایران ، آب ، نماد آب های پاک و هنگام آب معنی می دهد و جشن آبان گان جشن اج گذاشتن و پاسداری از آب هایپاک روی زمین است .
درباره پیداریش جشن آبان گان ، گروهی از پژوهشگران بر این باورند که در پی جنگهای دراز که بین ایران و توران روی داد ، افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهرها را در ایران ویران کنند . پس از پایان جنگ پسر ، تهماسب که زو نام داشت پیشنهاد کرد تا کاریزه و هنرهای خراب را لایروبی کنند ، پس از این اقدام و مرمت آب راهه ها، بار دیگر آب در کاریزها روان گردید و مردم بالندگی آب ها را جشن گرفتند .
در روایت دیگری آمده است که پس از هشت سال خشک سالی که در ایران روی داد در ماه آبان سال بعد ، باران شروع به باریدن کرد ، آنگاه خرمی و سرسبزی باز آمد ، بیماری و فقر مردم تمام شد و از آن زمان جشن آبان گان با شادی بیشتری برپا گردید .
به هر حال اکنون زرتشتیان مانند بقیه جشن های ماهیانه ، جشن آبان گان را گرامی می دارند و به کنش خیر و ارزنده پاک نگهداشتن آبها در زتدگی انسان و پاسداری از محیط زیست سالم ، گواهی می دهند .
در برخی از روستاها که هنو آب روان در جوی قنات وجو دارد ، اهالی آن محل به کنار آب روان می وند ؛ آیانیَشت یا آبزور را که در احترام به آب سروده شده می خوانند و با نیایش خود ، اهورامزدا را مورد ستایش قرار می دهند . در شهرهای بزرگ ، زرتشتیان به تالار آدریان می روند درباره فلسفه جشن ها به ویژه نقش آب در زندگی انسان سخن می گویند و جشن آبان گان را با برنامه های شاد برپا می دارند .
+
| نوشته شده در: چهارشنبه بیستم آبان 1388 توسط: دارا پارسه
|
روز اشتاد تا روز انارم از ماه مهر برابر یا 25 – 20 مهر
نام این گاهنبار از واژه اوستاییایاثریمهیعنی آغاز سرمای زمستان گرفته شده است و زمان برگزاری آن در زندگی کشاورزی و دامپروری ، هنگامی بوده که گله های گوسفند از چراگاه های تابستانی به محل اسکان زمستانی خود بازگشته اند . این «گاه» در باور سنتی زرتشتیان نیز هنگامی است که خداوند ، گیاهان و رستنی ها را آفریده است .
این گاهنبار نیز اکنون همانند گاهنبارهای چهره های دیگر و با همان شیوه های سنتی در تهیه خوراک ها و سفره ای که گسترده می شود ، در خانه یا تالار های عمومی برگزار می شود .
+
| نوشته شده در: چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 توسط: دارا پارسه
|
با عرض پوزش از همه علاقه مندان به فرهنگ ایران و طرفداران این وبلاگ . بنا به دلایلی من مدتی است که نتوانسته ام مطلبی جدیدی برای شما عزیزان بنویسم . امیدوارم که این بنده را با لطف فراوانی که دارید می بخشید . اکنون با جشن شهریورگان بروز هستم . شاد باشید ...
جشن شهریور گان
روز شهریور از ماه شهریور برابر با 30 مرداد
واژه شهریور ، در اوستا به صورت خشتره وئیریه آمده است که شهریاری نیرومند و مینوی معنی می دهد ، در گاهشماری سی روزه زرتشتیان ، چهارمین روز در هر ماه شهریور نام دارد . در هر سال هنگامی که در ماه شهریور ، روز شهریور فرا می رسد ، آن روز جشن شهریورگان نامیده می شود . از برگزاری مراسم این جشن در ایران باستان نیز اطلاع زیادی در دست نیست . در برگزاری جشن شهریورگان ، اکنون مانند جشن های ماهیانه دیگری که زرتشتیان دارند ، در بسیاری از شهرها و روستاها ، بهدینان در محل های عمومی و تالار ها گرد هم می آیند ، نیایش همگانی برپا می دارند و سپس با برنامه های شاد و سرگرم کننده جشن گرامی شهریورگان را به پایان می برند .
+
| نوشته شده در: چهارشنبه چهارم شهریور 1388 توسط: دارا پارسه
|
شایان یاد آوری است کسی که مسئول شستن پای عروس و داماد با شیر و مور را به عهده دارد ، در پایان کار هدیه ای نیز از داماد دریافت می کند .
در مراسم پاتختی ، خویشان و آشنایان عروس و داماد حضور می بابند ، نخست به همه آب و آینه و گلاب و سپس نقل ، شربت و شیرینی داده می شود .
از آنجایی که در آیین زناشویی زرتشتیان ، مهریه مرسوم نیست ، جهیزیه با مفهوم رایج آن جایی ندارد ، پدر و مادر عروس بر خود بایسته می دانند که تنها لوازم شروع زندگی شاده زناشویی زا برای دختر خود فراهم سازند ، بنابراینآشنایان و خویشان ، در مراسم پاتختی ، با هماهنگی و رایزنی قبلی شرکت می کنند و بسیاری از اثاث و لوازم مورد نیاز عروس و داماد را فراهم می آورند .
به هنگام دادن هدایا ، نخست ، مادر عروس و داماد ، هدایای خود را به آنان پیشکش می کنند . آنها پیشکشی خود را داخل سینی بزرگ مسی (مجمع) می چینند و روی سینی را با پارچه های سبز رنک می پوشانند . هدیه ها به طور معمول شامل کله قند سبز ، پارچه ، لباس ، و زیورهای طلا و نقره است که مادر عروس به داماد و نزدیکان او تقدیم می کند . پس از آن مادر داماد نیز به عروس و نزدیکان وی به همان شکل هدیه می بخشد .
پیشکش های مراسم پاتختی را همراه با شاخه های سرو ، مخلوطی از برگ های آویشن ، دانه های سنجد و نقل و با گفتن هابیرو شاباش در دست های هدیه گیرنده قرار می دهند . پس از آن نوبت به خویشان و آشنایان می رسد . آنان نیز هدایای خود را به عروس و داماد پیشکش می کنند . مراسم پاتختی با ترانه شادی ادامه می یابد و با خوردن شام ، شادباش گویی و آرزوی خوشبختی برای عروس و داماد ، این آیین به پایان می رسد .
منبع : کتاب از نوروز تا نوروز – کورش نیکنام
این مطلب آخرین مطلب از مراسم آیین زناشویی بود .
+
| نوشته شده در: چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 توسط: دارا پارسه
|
در پسین یا غروب فردای عروسی ، مراسم پاتختی انجام می گیرد . در بسیاری از روستاهی زرتشتی نشین ، پیش از شروع آیین پاتختی هنوز هم داماد را به سر جوی و سرچشمه آب روان می برند .
در انجام این رسم کهن ، موبد با هماهنگی قبلی به خانه عوس و داماد می آید . داماد ، دهموبد و چند تن از مردان دیگر از خویشان با موبد ، به کنار یکی از چشمه ها یا جوی آب روان می روند . آنها با خود ظرفی از شیر که مقداری برگ خشک آویشن و گلبرگ گل سرخ ریخته اند به همراه می برند . در کنار جوی آب روان ، موبد که لباس سپید بر تن دارد رو به سوی روشنایی خورشید در کنار داماد که کلاه بر سر دارد می ایستد . همراهان نیز در دو سوی جوی آب یا چشمه می ایستند .
موبد ، اوستای آبزور(بخشی از خرده اوستا که در ستایش آب سروده شده است) می سراید و همراه با گفتن واژگانی از اوستا ، مقداری از شیر را در آب روان می ریزند . حاضران پس از پایان اوستا خوانی به خانه بر می گردند . در همان زمان ، عروس با چند بانوی دیگر به پشت بام می رود . عروس دولگی که در آن برگ خشک آویشن و دانه های سنجد ریخته اند در دست می گیرد و هنگامی که داماد از کنار جوی آب یا چشمه بر می گردد ، مقداری از آویشن و سنجد را بر می دارد و از پشت بام بر سر و دوش داماد و همراهان می ریزد . در غریو شادی و هابیرو شاباش ، داماد ، میهمانان و همراهان به خانه وارد می شوند . عروس و همراهان نیز از بام خانه پایین می آیند و مادر داماد در پایین پله ها ، هدیه ای به عروس خود می دهد .
پیش از آنکه میهمانان به مراسم پاتختی بیایند ، بانوان خانواده عروس ، ظرفی از شیر را فراهم می کنند ، ساقه های از گیاه سبز مور را از دشت می چینند و با مقداری گلاب خانه داماد می آورند .
با شروع آیین پاتختی ، عروس و داماد در کنار هم می نشینند . عروس انگشتان یکی از پاهای خود را روی پای داماد می گذارد . خواهر عروس یا یکی از بستگان وی ، انگشتان ، پشت و کف پای عروس و داماد را با شیر و مور می شوید . سپس آنها را با گلاب شستشو می دهد ، آنگاه با حوله ای پاها را تمیز و خشک می کند . او باور دارد که یک رنگی در زندگی عروس و داماد افزون و جاوید خواهد شد ، مهر و دوستی در زندگی و پویایی و پایندگی در پیوند زناشویی آنان گسترش خواهد یافت .
ادامه دارد ...
منبع : کتاب از نوروز تا نوروز – کورش نیکنام
+
| نوشته شده در: یکشنبه هجدهم مرداد 1388 توسط: دارا پارسه
|